الشيخ علي المشكيني

111

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى)

مىدهم . اصلًا مواظب هستم در شبانه روز غير از كارهاى واجبات هيچ كار مباحى از من سر نزند . گفتند : چگونه مىشود ؟ غذا مىخورى ، مىخوابى ، راه مىروى ، حرف مىزنى ، شوخى مىكنى ، قدم مىزنى ، از نجف به كوفه مىروى ، راه مىروى ، اين‌ها چيست ؟ گفت : تمام اين‌ها براى اين است كه من اين قراضه بدن را حفظ كنم تا بتوانم روحم را به دست بگيرد و نماز را به وسيله اين بدن بايد انجام بدهم . من همه اين‌ها را مقدمة للواجب انجام مىدهم . چه مىگويم ؟ كجا رفته‌اند آنها و كجا داريم مىرويم ما ؟ چه طلابى بودند ، طلاب سابق نجف كه يك عمر آب خوردن خنك پيدا نمىكردند ؟ نه در تابستانش نه در بهارش . . . اما آن زندگى ، صاحب جواهر از آن در مىآمد . آن هواى گرم و ناراحتى زندگى ، شيخ انصارى تربيت مىكرد . محيطتان بهترين محيطها است . زندگىتان نسبت به آنان مرفه است . كمترين محصل حوزه علميه قم زندگىاش مرفه‌تر از زندگى شيخ انصارى است ؛ اما مشغول پرورش اسب شديم ، حجاج رفتند به مقصد رسيدند ، ما مانديم . إِلَهِى قَدْ جَرْتُ عَلَى نَفْسِى فِى النَّظَرِ لَهَا ؛ خدايا من بر خويشتن ستم كردم در آن توجهى كه بدان كردم . اى پروردگار كه مىدانم هنگامى كه بندگانت يا اللَّه مىگويند ، تو در مقابلشان لبيك مىگويى : إِلَهِى قَدْ جَرْتُ عَلَى نَفْسِى فِى النَّظَرِ لَهَا . خدايا ، من در رسيدن به خودم ، بر خودم ستم كردم و به حال خودم نرسيدم . در تربيتم ظلم كردم . بدن تربيت كردم ، اما روح تربيت نكردم . طلاب محترم حوزه علميه قم ، اى نور چشمان امام باقر و امام صادق عليهما السلام ، اى سربازان رشيد ولى عصر عليه السلام كه سربازى شما بايد امروز روشن شود - مىبينيد دشمنان شما در هر ناحيه‌اى صدايى عليه روحانيت و قرآن و دين بر مىدارند . من به نظرم اميد اماممان شماييد . اى اميدهاى امام زمان ، اى اميدهاى امام باقر و امام صادق ، شما را به